درد دل
گياهان دارويي قرباني مديريتهاي نابخردانه
كشور ما به علت تنوع اقليمي و ويژگيهاي خاص ژئومرفولوژيك مناطق مختلف، داراي توانمندي ها و پتانسيل هاي فرواني است كه بايد شناسايي شوند و زمينه هاي مناسب بهره برداري از آنها فراهم آيد .
عليرغم آنكه اين سرزمين زرخيز يكي از گنجينه هاي بزرگ گياهان دارويي و معطر دنيا محسوب
مي شود، سهم كشور ما در فرآوري ، توليد و تجارت جهاني اين محصولات ناچيز مي باشد. اين موضوع در وهلة اول، معلول معضلات متعددي است كه در بخش منابع طبيعي (انهدام پوشش گياهي ، فرسايش خاك، هدر رفت منابع آب، بهره برداري بي رويه گياهان دارويي – صنعتي و ...) با آن مواجه هستيم. و از طرف ديگر مربوط به بهای اندكي است كه مديريت كلان بخش كشاورزي به كشت و اهلي سازي گياهان دارويي داده است.
اما علاوه بر موارد ذكر شده شايد بتوان گفت مهمترين علت آن عدم وجود متخصصين گياهان دارويي در كشور و در نتيجه عدم اطلاع و شناسايي اين گياهان سحرآميز بوده است . اگر چه در سالهاي اخير تلاشهايي در راستاي تربيت متخصصين اين امر در كشور صورت گرفته است اما متاسفانه هنوز شاهد معضلات و مشكلات بسياري در اين راه هستيم . يكي از مهمترين اين مشكلات كه هم اكنون در كشور ميتوان به آن اشاره كرد ، عدم امكان ادامه ي تحصيل در رشته ي تخصصي " توليد و بهره برداري گياهان دارويي" است كه بنا به آمار حدود 94 درصد از فارغ التحصيلان اين رشته امكان ادامه ي تحصيل در مقاطع بالاتر از كارداني را نيافته اند . همچنين تقريبا حدود 3 درصد ازاين دانشجويان براي ادامه ي تحصيل ناچار ، مجبور به تحصيل در رشته هاي غير از رشته ي تخصصي خود شده اند كه اين خود مشكلي بزرگتر از مشكل اول است . چون اكثر اين افراد در رشته هايي مشغول به تحصيل مي شوند كه از لحاظ تعداد فارغ التحصيل در ظرفيتي بسيار بيش از اشباع قرار دارند . اما تنها 3 درصد از فارغ التحصيلان رشته ي گياهان دارويي در كشور امكان گرفتن مدرك كارشناسي را دارند كه همين عده ي ناچيز هم توسط سازمانهايي همچون مراكز آموزش جهاد كشاورزي و . . موفق به ادامه ي تحصيل مي شوند .
متاسفانه با وجود اين همه مسايل مسئولين ما هم چشم و گوش بسته !! اقدام به تاسيس رشته هايي در سطوح تحصيلات تكميلي با نام "گياهان دارويي"-( به عنوان نمونه ايجاد مقطع تحصيلي كارشناسي ارشد رشته ي گياهان دارويي در دانشگاه تربيت مدرس)- و امثال آن مي كنند و به قول معروف بدون ساختن پي و ديوار اقدام به ساختن سقف مي كنند . اما غافل از اينكه اين كار هيچ نتيجه اي جز فروريختن سقف بر روي سر خودشان نخواهد داشت . هيچ عقل سليمي نمي پذيرد كه فارغ التحصيل رشته ي تخصصي گياهان دارويي در مقطع كارداني كه بيش از 60 واحد درسهاي مربوط به اكولوژي ، شناخت ، توليد ، بهره برداري، فرآوري و . . . گياهان دارويي را با موفقيت گذرانده است امكان ادامه تحصيل نداشته باشد اما فارغ التحصيلان رشته هايي همچون زراعت يا باغباني كه در طول هشت ترم تحصيل خود فقط 3 واحد – و آن هم به صورت اختياري - درس مربوط به شناخت بسيار جزئي از گياهان دارويي را گذرانده اند به تحصيل در مقاطع بالاتر اين رشته بپردازند . و آيا اين خود باعث دلسردي دلسوزان و فعالان اين رشته نخواهد شد ؟؟!! لذا از مسولين امر انتظار مي رود با تصميم گيري هاي عاقلانه تر و آينده نگري بيشترنسبت به تاسيس گاهي عجولانه ي رشته هاي دانشگاهي بپردازند تا در آينده شاهد كشوري مترقي و آباد از همه لحاظ باشيم .
كشور ما به علت تنوع اقليمي و ويژگيهاي خاص ژئومرفولوژيك مناطق مختلف، داراي توانمندي ها و پتانسيل هاي فرواني است كه بايد شناسايي شوند و زمينه هاي مناسب بهره برداري از آنها فراهم آيد .
عليرغم آنكه اين سرزمين زرخيز يكي از گنجينه هاي بزرگ گياهان دارويي و معطر دنيا محسوب
مي شود، سهم كشور ما در فرآوري ، توليد و تجارت جهاني اين محصولات ناچيز مي باشد. اين موضوع در وهلة اول، معلول معضلات متعددي است كه در بخش منابع طبيعي (انهدام پوشش گياهي ، فرسايش خاك، هدر رفت منابع آب، بهره برداري بي رويه گياهان دارويي – صنعتي و ...) با آن مواجه هستيم. و از طرف ديگر مربوط به بهای اندكي است كه مديريت كلان بخش كشاورزي به كشت و اهلي سازي گياهان دارويي داده است.
اما علاوه بر موارد ذكر شده شايد بتوان گفت مهمترين علت آن عدم وجود متخصصين گياهان دارويي در كشور و در نتيجه عدم اطلاع و شناسايي اين گياهان سحرآميز بوده است . اگر چه در سالهاي اخير تلاشهايي در راستاي تربيت متخصصين اين امر در كشور صورت گرفته است اما متاسفانه هنوز شاهد معضلات و مشكلات بسياري در اين راه هستيم . يكي از مهمترين اين مشكلات كه هم اكنون در كشور ميتوان به آن اشاره كرد ، عدم امكان ادامه ي تحصيل در رشته ي تخصصي " توليد و بهره برداري گياهان دارويي" است كه بنا به آمار حدود 94 درصد از فارغ التحصيلان اين رشته امكان ادامه ي تحصيل در مقاطع بالاتر از كارداني را نيافته اند . همچنين تقريبا حدود 3 درصد ازاين دانشجويان براي ادامه ي تحصيل ناچار ، مجبور به تحصيل در رشته هاي غير از رشته ي تخصصي خود شده اند كه اين خود مشكلي بزرگتر از مشكل اول است . چون اكثر اين افراد در رشته هايي مشغول به تحصيل مي شوند كه از لحاظ تعداد فارغ التحصيل در ظرفيتي بسيار بيش از اشباع قرار دارند . اما تنها 3 درصد از فارغ التحصيلان رشته ي گياهان دارويي در كشور امكان گرفتن مدرك كارشناسي را دارند كه همين عده ي ناچيز هم توسط سازمانهايي همچون مراكز آموزش جهاد كشاورزي و . . موفق به ادامه ي تحصيل مي شوند .
متاسفانه با وجود اين همه مسايل مسئولين ما هم چشم و گوش بسته !! اقدام به تاسيس رشته هايي در سطوح تحصيلات تكميلي با نام "گياهان دارويي"-( به عنوان نمونه ايجاد مقطع تحصيلي كارشناسي ارشد رشته ي گياهان دارويي در دانشگاه تربيت مدرس)- و امثال آن مي كنند و به قول معروف بدون ساختن پي و ديوار اقدام به ساختن سقف مي كنند . اما غافل از اينكه اين كار هيچ نتيجه اي جز فروريختن سقف بر روي سر خودشان نخواهد داشت . هيچ عقل سليمي نمي پذيرد كه فارغ التحصيل رشته ي تخصصي گياهان دارويي در مقطع كارداني كه بيش از 60 واحد درسهاي مربوط به اكولوژي ، شناخت ، توليد ، بهره برداري، فرآوري و . . . گياهان دارويي را با موفقيت گذرانده است امكان ادامه تحصيل نداشته باشد اما فارغ التحصيلان رشته هايي همچون زراعت يا باغباني كه در طول هشت ترم تحصيل خود فقط 3 واحد – و آن هم به صورت اختياري - درس مربوط به شناخت بسيار جزئي از گياهان دارويي را گذرانده اند به تحصيل در مقاطع بالاتر اين رشته بپردازند . و آيا اين خود باعث دلسردي دلسوزان و فعالان اين رشته نخواهد شد ؟؟!! لذا از مسولين امر انتظار مي رود با تصميم گيري هاي عاقلانه تر و آينده نگري بيشترنسبت به تاسيس گاهي عجولانه ي رشته هاي دانشگاهي بپردازند تا در آينده شاهد كشوري مترقي و آباد از همه لحاظ باشيم .
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 1:31  توسط جلال عباسيان
|
